شد. در سال 1648 قلماقها (از قبايل تاتار كه از آغاز سدهٴ هفدهم در ناحيهٴ ولگاي سفلا اقامت گزيدند) براي بهتر كردن دقت حرفنويسي، هفت علامت مميزهٴ صوتي اضافه كردند.
در سال 1293 قوبيلاي قاآن به چاپ كتابهاي مغولي و همچنين كتابهاي چيني فرمان داد (مقدمه 2، 1842).
متنهاي مختلف شرقي سدههاي سيزدهم و چهاردهم عملاً يا ضمناً حاوي واژهنامهاي مغولي است. بهترين نمونهٴ آن
نزههالقلوب حمدالله مستوفي است. در يادداشت مربوط به ابوحيان، بهيك واژهنامهٴ فارسي به مغولي از حدود 1245 م/643 ه ق و بهيك واژهنامهٴ فارسي ـ تركي ـ مغولي از مدتي بعد از آن اشاره شده است.
25. منچو
زبان منچو، همچنين زبانهاي تنگوز سيبري خاوري با مغولي پيوند دارند. از آنجا كه بيشتر مردم، منچو را تنها با آخرين سلسلهٴ امپراتوري چين (سلسلهٴ چئينگ از سال 1644 تا 1912) ميشناسند، ممكن است تعجب كنند از اينكه در اينجا از آنها سخن ميگوييم. ولي سلسلهٴ چئينگ جانشين سلسلهٴ منچوي ديگري بود، يعني سلسلهٴ چين، از تاتارهاي نوچن كه از سال1115تا 1260 فرمانروايي داشت (مقدمه، 2، 959، 1092). نخستين امپراتور اين سلسله به نام آكوتا (به چيني تاي تسو) در سال 1119 كوشيد تا زبان منچو را به كتابت درآورد؛ فرمانروايان بعدي در سالهاي 1135 يا 1145 قصد او را دنبال كردند. قريب 18 كتاب كه با حروف نوچن كتابت شد، اقتباس از چيني بود و در كتابخانهٴ امپراتوري در پكن نگهداري ميشد. در سال 1260 با برافتادن سلسلهٴ چين همهٴ اين مساعي باطل شد و بهزودي سلسلهٴ يوان (1280 ـ 1368) جانشين آن گرديد.
رونق فرهنگي منچو سالها پيش از پيروزي سياسي جديدش آغاز شد. رهبر بزرگشان نورهاچو1 در سال 1599 بر آن شد تا خط مغولي (ايغوري) را براي زبان منچو اقتباس كند.
امپراتوران منچو با حمايت از پيدايش يك ادبيات چشمگير، براي ترويج تحصيل زبان منچو (و در جنب آن مغولي) زحمت زيادي كشيدند. دويست و پنجاه اثر، كه برخيشان نسبتاً مفصل است، تدريجاً از چيني به منچو ترجمه شد. قديمترين متن چاپي منچو (در منع كشت و استعمال توتون) در سال 1639 منتشر شد (ايسيس 33: 130)، در سال 1708
آيينهٴ زبانهاي منچو و مغولي در 21 جلد، سپس دو واژهنامهٴ مفصل در چهار و پنج زبان چيني ـ منچو ـ مغولي ـ تبتي بهعلاوهٴ (يا بدون) تركي منتشر شد. از سال 1728 به بعد، روسيان به تحصيل منچو